تبليغاتX
زندگینامه و وصیتنامه شهدای عزیز اشکنان

زندگینامه و وصیتنامه شهدای عزیز اشکنان

کانون فرهنگی ورزشی بسیج مسجد امام علی بن ابیطالب(ع)اشکنان

تصاویر شهدای اشکنان

تصاویر شهدای عزیز اشکنان را در این وب مشاهده کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 7:48  توسط سیدمهدی احمدی  | 

هفته دفاع مقدس همراه با یاد و نام شهیدان اسلام گرامی باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 11:4  توسط سیدمهدی احمدی  | 

عيد مبارك باد

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 21:51  توسط سیدمهدی احمدی  | 

عمل به وصیت شهدا

عمل به وصیت شهدا و زنده نگه داشتن یاد آنها وظیفه همه اقشار جامعه است که که حضرت اقا مقام معظم رهبری می فرمایند: زنده نگه داشتن یاد شهیدان کمتر از خود شهادت نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 10:12  توسط سیدمهدی احمدی  | 

سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر گرامی باد

1
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 10:23  توسط سیدمهدی احمدی  | 

شهید علمدار چه می گوید/بشنوید

سيد مجتبي هم جانباز شيميايي بود و هم براي اهل بيت مداحي ميكرد. عاشق حضرت زهرا (س) بود و اسم دخترش رو هم زهرا گذاشت. مانند حضرت زهرا هم تا لحظه آخر عمر دست از ولايت برنداشت و آخرين وصيتش هم در همين مورد بود.

 جانباز شهيد سيد مجتبي علمدار در بخشي از وصيت خود آورده است:

به دوستان و برادران عزيزم وصيت مي كنم كاري نكنند كه صداي غربت فرزند فاطمه (س) مقام معظم رهبري(ره) را كه همان ناله غريبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد همان طوري كه زمان امام خميني(ره) گوش به فرمان بوديد و در صحنه هاي انقلاب حاضر و آماده ايثار جان و مال و زندگي [باشيد]... شيعه ها، مسلمانها، حزب اللهي ها، بسيجي ها و ...نگذاريد تاريخ مظلوميت شيعه تكرار شود. بر همه واجب است مطيع محض فرمايشات مقام معظم رهبري كه همان ولي فقيه مي باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بسته اند ولايت را از ما بگيرند و شما همت كنيد. متحد و يكدل باشيد تا كمر دشمنان بشكند و ولايت باقي بماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 22:46  توسط سیدمهدی احمدی  | 

ارزش وعظمت نماز

 

امام سجّاد (علیه‏السّلام و نماز اعرابی

عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچ‏گونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دست‏هایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»

از قضا امام سجّاد علیه‏السّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتاب‏زده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب می‏کنی!»

یعنی نمازی که تو با این وصف گزارده‏ای، شایستگی درخواست بهترین نعمت‏ها و عالی‏ترین مکان‏ها را از درگاه باریتعالی ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 11:35  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه و وصیتنامه شهيد محمود باقرپور

شهيد محمود باقرپور


تاريخ تولد :3/3/1343

نام پدر :باقر

تاریخ شهادت : 4/10/1365

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :22

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :گلزار شهداي اشكنان

محمود در روز سوم خردادماه سال 1343 در خانواده‌اي مذهبي و متوسط در شهر «اشکنان» ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در زادگاهش گذراند. و در عنفوان جواني به انجام فرايض ديني پايبند شد. از نظر اخلاقي روحيه‌اي شاد و بانشاط داشت، تقوي و جهاد را در هم آميخته بود و تجسم تمام‌نماي يک مجاهد في سبيل‌الله بود. با شروع جنگ تحميلي، بيشتر عمر خود را در جبهه‌هاي نبرد گذراند و در اکثر عمليات‌ها خط‌شکن بود. در ناملايمات بسيار صبور و بردبار بود و فداکاري‌ها و مجروحيت‌هاي خود را هرگز بازگو نمي‌کرد، يک بار هنگام درگيري با دشمن به محاصره درآمد و حدود هفت روز در غاري سپري کرد. سرانجام در عمليات کربلاي 4 مورد اصابت تير دشمن قرار گرفت و در حالي که فرياد يا مهدي (عج) سر مي‌داد، در تاريخ 4/10/1365 در سن 22 سالگي به خيل شهيدان پيوست.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 78

 

وصيتنامه شهيد محمود باقرپور
ان الله اشتري من المؤمنين
 انفسهم واموالهم بان لهم الجنه

بنام الله پاسدارحرمت خون شهيدان

به نام آن معبودي كه ما را آفريده وروش صحيح زندگي وچگونه به لقاءوجه خدا رسيدن را به ما نشان داد خداوند بر محمد وآلش درود فرست.خدايا من از جهان وجهانيان فرار كرده ام وبه سوي تو آمده ام خدايا هم اكنون كه به درگاهت آمده ام وفرياد مي زنم به فريادم برس كه بنده اي چون من حقير ومعبودي چون تو چه بايد بگويد در برابر اين همه نعمت وعظمت وعجيب تر اينكه چه مي تواند بگويد؟

خداوند در آخرين لحظه هاي عمرم اميدوارم كن از اين فضل وكرمت وبخشش آنچناني كه اميدوارم.اينك ذكر چند نكته كه اگر شهادت نصيبم شد كه الله العالم خدا مي داند يادآور مي شوم هر چند كه من كوچكتر از آنم بتوانم با يك امت شهيد پروري سخني بگويم اول اينكه اي امت حزب الله از امام اين فرزند زهرا(س)دست بردار نباشيد كه اگر دست برداشتيد به حقيقت زمان سقوط شماست وهمگام با روحانيت مبارز صحنه انقلاب بوده وپشت سر رهبر نه يك قدم جلو نه عقب حركت كنيد:عليه هر كفر وشرك ونفاق كه انشا الله پيروزي حتمي است شكر گزار اين نعمت خدادادي باشيد .اي پيروان حضرت رسول سلام الله عليه. ثانيا:پيروزي شما در گرو در صحنه بودن  شما واطاعت از ولايت فقيه كه حقيقت استمرار حركت انبيا است انشا الله كه پيروزيد.

اي خواهران حزب الله از رهبر خود زهرا (س)دستور بگيريد كه مي فرمايد :حجاب زينت زن مسلمان است حجاب خود را حفظ فرماييد كه حجاب تو اي خواهرم كوبنده تر از سرخي خون شهيدان است.

اي پدر،مادر،برادروخواهرم هر چند فرزندي در خور لياقت شما نبوده ام ونتوانسته ام وظيفه ام در قبال شما انجام دهم مرا ببخشيد ومتوجه باشيد كه هدف از آفرينش انسان چيست وجايگاه وبازگشت بعدي كجاست ونه مگر اينكه خداوند مي فرمايد كه ما جن وانس را فقط براي عبادت آفريده ايم . ونه مگر اينكه دين خدا اسلام است ودفاع از دين خدا عبادت وخواست خداست.پس من نيز وظيفه خود مي دانم كه حافظ دين خدا باشم حتي از جان خود دريغ نخواهم نمود اميدوارم خدايم نيز قبول بفرمايد.انشا الله

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:40  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه و وصیتنامه شهيد علي اكبر اسماعيلي

شهيد علي اكبر اسماعيلي


تاريخ تولد :5/1/1341

نام پدر :عبدالله

تاریخ شهادت : 4/3/1367

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :26

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :گلزار شهداي اشكنان

علي‌اکبر در تاريخ 5/1/1341 در شهر اشکنان از توابع شهرستان لامرد ديده به جهان گشود. در سن 7 سالگي پا به مدرسه نهاد و دروس ابتدايي را با موفقيت به پايان رساند. در روزهاي به ياد ماندني پيروزي انقلاب، نوجواني 16 ساله بود که با شور و شوقي وصف ناپذير در سخنراني‌ها و اجتماعات شرکت مي‌کرد. با فرو ريختن کاخ حکومت 2500 ساله‌ي شاهنشاهي و برقراري نظام کريمه‌ي جمهوري اسلامي به جمع پاسداران انقلاب پيوست. پس از مدتي خدمت صادقانه در سپاه، سرانجام براي دفاع از مرزهاي کشور، رهسپار ميادين عزت و شرف گرديد. پس از 6 ماه پيکار سهمگين با دشمن،‌ هنگام تک دشمن در منطقه‌ي شلمچه‌ي عراق در تاريخ 4/3/1367 در سن 26 سالگي دعوت حق را لبيک گفت و به سوي جانان شتافت.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 59

 

وصيت نامه سرهنگ پاسدار شهيد علي اكبر اسماعيلي

بسم الله الرحمن الرحيم

ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ عند ربهم يرزقون

با درود وسلام بر رهبر كبير انقلاب وبنيان گزار جمهوري اسلامي ايران وبا سلام ودرود بر رزمندگان سلحشور قران وبا سلام ودرود بر شهيدان كربلا وشهيدان انقلاب اسلامي ايران:بار الها توانسان را به جهاد دعوت كردي جهاد در راه مسيري كه هرگز در آن سياهي نيست بلكه چه با نورومنوري است كه هرگز خاموش شدني نيست وبس ـ پروردگارا اكنون اسلام در مقابل كفر است وما بايد بپاخيزيم وبا خونهاي خود صحنه هاي كربلا را زنده كنيم ـ بار الها تو را سوگند ميدهم به يگانه مهربان ويگانه دلاور وفقيه عادل امام خميني ما را موفق ومؤيد به نابودي دشمنان اسلام بگردان ـ برادران عزيزم اگر توفيق يافتم وشهادت نصيبم شد سلاح مرا بر دوش بگيريد وراه مرا ادامه دهيد وشما مسئوليد كه از خون شهيدان كربلا وشهيدان انقلاب اسلامي ايران پاسداري كنيد ما از جانب حق مسئوليت داريم كه در مقابل دشمنان اسلام تا آخرين قطره خونمان مقاومت وبه آنها ثابت كنيم كه نمي توانند در مقابل اسلام بايستند وباخون خود مشت محكمي بر دهان متجاوزان و ياوه گويان ضد اسلام بزنيم ودرخت اسلام را آبياري كنيم ونامه هاي اسلام را در تمام نقاط مختلف جهان پياده كنيم واگر كوتاهي كنيم فرداي قيامت بايد جوابگوي خون شهيدان در دادگاه الهي باشيم ـ پدر جان از اينكه كوشيدي وبه من وزندگيم سر وسامان دادي تا در كنار خانواده ام بتوانم امور راحتي را در پيش بگيرم كمال تشكر  ودر حضور شما شرمنده ام و هيچ گاه نتوانستم اندكي از مسئوليتهاي بزرگي كه بر گردنم محول شده ادا نمايم خواهر وبرادر وهمسر عزيزم ضمن سلام از راه دور هم اكنون كه به عرصه زندگي پا مي گذارم اميد است در اين باره خوشبخت باشيد وناراحت نشويد برادر :شما مسئوليد كه در اين قبال كه وظيفه شرعي مي باشد ودفاع از حيثيت وآبروي اسلام عزيز بنمائيد وهمچنين خواستارم كه تا آخرين دم دنباله رو امام كه همان راه انبياء ومسلمين است باشيم.

همسر گرامي اگر توفيق يافتم وشهادت نصيبم شد مرا حلال كنيد چون در طول زندگي همسر خوبي براي شما نبودم ودر حق شما بدي يا نافرماني كرده ام مرا ببخشيد واز فرزندانم خوب تربيت كنيد چون اسلام وانقلاب به وجود اين عزيزان نيازمند است واين عزيزان مي بايست بعد از من جانشين من باشند .

دوستان پس از سلام هم اكنون كه من در دوران انقلاب ايده وعقيده ام بر اين بود تا شايد از يك طريقي وظيفه ومسئ.ليتي را كه اسلام عزيز بر دوش ما گذاشته ايف نماييم وحال آنكه بنده حقير وگنهكار راهي جبهه مي شوم تا جان ناقابل خود را با دين خود معامله نمايم اميد است توفيق يافته وشما هم پيرو وادامه اين راه باشيد وهمه خويشان را از حضورشان عذر مي خواهم كه مرا ببخشندوهمگي را سلام ودعا مي رسانم واز حضور برادران اهل اشكنان عذر مي خواهم كه اگر از من حقير بدي يا نافرماني ديده اند مرا حلال كنيد چون فرداي قيامت طاقت آتش وجواب دادن را ندارم.در پايان وصيتم اگر شهادت نصيبم شد مرا در قبرستان 

همان محلمان(اشكنان) در گلزار شهداءاگر امكان هست پائين قبر محمدپور يا باقرپور به خاك بسپاريد چون مي خواهم كه در روزهاي پنجشنبه وشب هاي جمعه پدرومادرم وهمسرم به سراغم بيايند واز همه ملت ايران ـ بخصوص اهالي اشكنان مي خواهم كه امام را تنها نگذارند چون اميد وچشم شماست وشما نبايد اين چشمتان را تنها بگذاريد وهر كس خداي نكرده از گفته هاي رهبر واميد مستضعفان سر پيچي كند از حرف علي(ع)وائمه سر پيچي كرده است.

ضمن خداحافظي با پدر ومادرم وبرادران خواهر وهمسرم وفرزندانم ـ اقوام ودوستان از يكايك افراد محل از كوچك وبزرگ شما را به خداي بزرگ مي سپارم وآرزوي طول عمر براي امام امت وفقيه عاليقدرـ پيروزي رزمندگان از خداوند متعال خواهانم به اميد تحقق بخشيدن به اهداف وآرمانهاي عاليه اسلام ـ والسلام«ومن الله توفيق»

آنانكه غمت بجان خريدند حسين           
يكباره دل از جهان بريدند حسين

سر حلقه عاشقان حسين است حسين       
شاهنشاه انس وجان حسين است حسين

خوبان كه خدايگان حسن ونازند     
جسمند تمام جان حسين است حسين


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:38  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد خدارحم ارم

شهيد خدارحم ارم


تاريخ تولد :4/3/1341

نام پدر :علي

تاریخ شهادت : 21/11/1365

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :24

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :گلزار شهداي شهر اشكنان

خدارحم ارم در روز چهارم خرداد ماه سال 1341 در شهر اشکنان ديده به جهان گشود. در هفتمين بهار زندگي قدم به عرصه‌ي علم و دانش نهاد و تا کلاس چهارم ابتدايي ادامه تحصيل داد. در هنگامه‌ي انقلاب تاريخي مردم ايران، نوجواني 16 ساله بود که در اجتماعات شرکت مي‌کرد، ديري نپاييد که دست ناپاک استکبار، جنگي ناخواسته را بر ام‌القراي جهان اسلام تحميل کرد و او با قرار گرفتن در مدار بسيج به جرگه‌ي عظيم قلندران عشق پيوست. در اولين سفر، با عبور از ميدانهاي آتش و خون، بر امواج خروشان اروند نشست و در شبه جزيره‌ي فاو، مرگ را به ريشخند گرفت، بار دوم دل شيدايي اش را روانه‌ي ميکده‌ي شلمچه کرد. سرانجام در روز بيست و يکم بهمن ماه سال 1365 در ادامه‌ي عمليات کربلاي 5 به تير ناپاک دژخيمي، خون پاکش بر خاک تفتيده‌ي شلمچه جاري شد و در سن 24 سالگي به مهماني پروردگار شتافت.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 50

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:33  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه و وصیتنامه سردار شهيد قاسم احمدي

شهيد قاسم احمدي


تاريخ تولد :1340

نام پدر :

تاریخ شهادت : -/10/1365

محل تولد :فارس /اشكنان /پاقلات

طول مدت حیات :25

محل شهادت :

مزار شهید :گلزار شهداي روستاي پاقلات

قاسم احمدي در سال 1340 در روستاي «پاقلات» شهرستان اشکنان از توابع استان فارس ديده به جهان گشود بدليل فقر اقتصادي خانواده در آغاز راه از تحصيل بازماند و به کار پرداخت اما شوق او به دانستن وي را به سمت مطالعه کتب مذهبي سوق داد آشنايي او با مفاهيم بلند اسلام روحيه ظلم‌ستيزي را در وي پرورش داد تا جائيکه به جمع مبارزان انقلابي پيوست قاسم پس از پيروزي انقلاب به خدمت نظام وظيفه اعزام شد و اين دوره را در تيپ 37 زرهي نيروي زميني ارتش به پايان رساند.
سپس به عضويت بسيج درآمد و چندي بعد لباس سبز سپاه را برازنده قامت خود يافت وي پس از گذراندن دوره‌هاي مهندسي، آموزش زرهي و تخريب به تيپ امام احمد بن موسي (ع) پيوست و به مناطق غربي اعزام شد و پس از بازگشت از اين مناطق با پشت سر گذاردن دوره مربيگري در پادگان امام علي (ع)‌ مسئوليت بسيج اشکنان را بر عهده گرفت احمدي با حضور پي در پي خود در جبهه‌هاي نبرد در عملياتهاي مختلفي حماسه آفريد و بارها مجروح شد.
وي سرانجام در دي‌ماه سال 1365 در جريان عمليات کربلاي 5 در سن 25 سالگي شاهد مقصود را در آغوش کشيد و به ديدار دوست شتافت.

منبع:كتاب خلاصه خوبيها جلد1

 

وصیتنامه سردار شهید قاسم احمدی

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص

خدا آن م<منانی را که در صف جهاد با کافرانمانندد سد آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست میدارد.

امروز این آیه شریفه مصداق پیدا کرده است مردم مسلمان ایران در برابر دشمنان خدا چون صف آهنین ایستادگی می کنند.ما انشا الله عازم جبهه هستیم تا در این نبرد تاریخی و سرنوشت ساز به رهبری امام امت خمینی کبیر شرکت جوییم چه زیباست لحظه ای که تفنگ از زمین کنده می شود و به شوی دشمنان نشانه می رود. ما به جبهه می رویم تا به یاری خدای بزرگ تفنگ خود را به سوی دشمنان متجاوز نشانه بگیریم یا به شهادت برسیم یا به پیروزی و سربلندی به شهر خود جهت خدمت کردن به اسلام و ملت بازگردیم.<<من معتقدم که انسان مسلمان باید از حق خودش دفاع کند ولو اینکه به ضررش باشد.بنابراین تنها حرفی که می توانم به برادران مخصوصا پاسداران بزنم اینکه همیشه از حق دفاع کنید اگرچه به ضررتان باشد>> ومن تنها حرفی که برای ملت عزیز ایران مخصوصا جوانان عزیز دارم<< اینکه تا آخرین لحظه مرگ از ولایت فقیه و روحانیت متعهد دفاع کنید و نگذارید روحانیت زیر آماج حملات این شخص و آن شخص و این گروه و آن گروه قرار گیرد>> و من از خدای بزرگ می خواهم که انقلاب اسلامی این ملت را به انقلاب حضرت مهدی (عج) متصل بفرماید.انشا الله.

بدانید مردن راهی است که همه ما ها آن راه را باید برویم اما مرگ سرخ و با شرافت زندگی کردن و حقیقت را زنده نمودن و شهید شدن افتخاری است بس بزرگ که نصیب هر کس نمی شود و من از خداوند می خواهم که این افتخار را نصیبم بکند.و من به همه دوستانی که در این راه شهید شدند و رفتند تبریک می گوییم.

و امیدوارم از خداوند که لیاقت شهید شدن را به من عطا کند تا از خون شهیدان این انقلاب به انقلاب حضرت مهدی (عج) متصل شود.انشاالله

<وصیتم به مادرم این است که ای مادر تو فرزندی را بزرگ کردی و تربیت اسلامی و درس شجاعت به او نشان دادی و برای اسلام و رضای خدا لباس سبز بر تن او پوشاندی و به نبر حق علیه باطل فرستادی و در این پیشامدی که برای شما افتاده است هیچ ناراحت نباشید و گریه وزاری نکنید چون فرزند تو فقط برای رضای خدا کشته شده است .

در اینجا باید سخنی با فرزندانم خانواده ام و برادرانم بگویم و از محضر پاکشان پوزش بطلبم چون هرگز نتوانسته ام برای مادرم فرزندی خوب و برای برادرانم برادری خوب و برای فرزندانم پدر خوبی باشم.فرزندم مادرم و خانوادهام هرگز برای من اشک مریزید.

و اگر میخواهید گریه کنید به یاد مظلومیت امام حسین(ع) گریه کنید که در صحرای کربلا کسی نداشت که او را یاری و با لب تشنه و مظلومانه سر از تن او جدا نمودند. من آگاهانه در این راه گام برداشتم فرزندم و مادرم شما نیز صبر داشته باشید که نوبت پیروزی نیز فرا می رسد.

بار دیگر تاکید می کنم که برای من گریه نکنید.و وصیت می کنم که به اسلام راستین معتقد باشید و دست از یاری رهبر عزیزمان خمینی بت شکن برندارید و از روحانیت حمایت کنید که انشا الله خداوند یار شماست.و تذکر می دهم که فرزندانم درد به دلشان نرود که اگر ناراحت شوند من ناراحن شده ام.

خانواده ام اگر من شهید شدم نگذارید فرزندانم ناراحت باشند و بعد از من شما باید آنها را سرپرستی کنید و به راه اسلام راهنمایی کنید و راه حق و باطل را برای آنها مشخص کنید و به اسلام دعوت نمایید.

بار خدایا این زحماتی که دارم می کشم آخرش شهادت به من عطا کن.

بار خدایا این لباس سبز پاسداری که من می پوشم این لباس را کفن من قرار بده.

بار خدایا به خون شهیدان سوگند می خورم که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونم از امام عزیزم و اسلام راستین دفاع خواهم کرد و هرگز پشت به دشمن نخواهم کرد و از جبهه بر نخواهم گشت.<و از همه می خواهم که مرا حلال کنند>

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی عزیز را نگهدار

(والسلام خلیکم و حمه الله و برکاته}


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:31  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد حسن حيدري

شهيد حسن حيدري


تاريخ تولد :6/2/1349

نام پدر :حيدر

تاریخ شهادت : 1/11/1366

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :17

محل شهادت :ماووت

مزار شهید : گلزار شهداي شهر اشكنان

حسن در روز ششم ارديبهشت ماه سال 1349 در شهر اشکنان ديده به جهان گشود و تحت سرپرستي پدر و مادري مؤمن و پرهيزگار تربيت يافت. در دوران پيروزي انقلاب، کودکي هشت ساله بود و همراه پدر در اجتماعات مذهبي و تظاهرات شرکت مي‌کرد. با تشکيل بسيج مستضعفان به آن نهاد مردمي پيوست و همدوش با بسيجيان اشکنان به تبليغ فرهنگ انقلاب و تأمين امنيت مردم پرداخت. در سال 1366 در حالي که تنها هفده بهار از عمر مبارکش مي‌گذشت، روح ناآرام و دل شيدايي‌اش، او را به جلوه‌گاه‌هاي عشق و عرفان کشاند. در تاريخ 25/10/66 در عمليات پيروزمند بيت‌المقدس دو که در شمال سليمانيه انجام شد، قهرمانانه شرکت کرد. پس از شش روز نبرد با دشمن، در يک روز سرد زمستاني در حالي که سرگرم مبارزه با دشمن بود، در تاريخ 1/11/66 در سن 17 سالگي خون پاک و مطهرش بر خاک يخ‌زده‌ي «ماووت» جاري شد و فتح و پيروزي را به رزمندگان اسلام بشارت داد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 169

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:27  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد سيدموسي پريشي

شهيد سيدموسي پريشي


تاريخ تولد :1/1/1340

نام پدر :سيدمحمد

تاریخ شهادت : 10/3/1360

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :20

محل شهادت :ماهشهر

مزار شهید :گلزار شهداي شهر اشكنان

در اولين روز فروردين ماه سال 1340 در خانواده‌اي از سادات «اشکنان» کودکي متولد شد که او را موسي ناميدند. موسي در کانون معنوي خانواده با تعاليم روح‌بخش اسلام آشنا گرديد. در نوجواني به خاطر بيان شيرين و صوت زيبايش به روستاي «پسبند» مي‌رفت و از روي کتاب براي مردم روضه مي‌خواند. سال‌ها بعد، در عنفوان جواني با آوازه‌ي بت‌شکن قرن، خميني کبير (ره) آشنا شد و به خاطر شجاعتي که در پاره کردن تصوير فرعون زمان نشان داد، تحت تعقيب مأموران شاه قرار گرفت. پس از آن‌که در بهمن ماه سال 1357 باغ آرزوهايش شکوفه داد، همواره در خدمت انقلاب بود و با شروع جنگ خانمانسوز عراق عليه ايران، خدمت مقدس سربازي را برگزيد. پس از طي دوره‌ي آموزشي در بهبهان، به نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران پيوست و 9 ماه در جبهه‌ي جنوب به دفاع از انقلاب و مرزهاي ميهن اسلامي پرداخت. به نماز اول وقت اهميت فراوان مي‌داد و در خدمت به والدين از هيچ کوششي دريغ نداشت. سرانجام به پيماني که با خداي خويش بسته بود جامه‌ي عمل پوشيد و در بامداد روز دهم خرداد ماه سال 1360 در سن 20 سالگي بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسيد و از ستاره‌هاي آسمان ايران شد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 107

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:20  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد حاجي سجادي

شهيد حاجي سجادي


تاريخ تولد :1341

نام پدر :غلام حسين

تاریخ شهادت : 4/3/1367

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :26

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :

روز سوم تيرماه سال 1341 در شهر «اشکنان» در خانواده‌اي فقير و باايمان ديده به جهان گشود. کودکي را در دامان پدر و مادري مهربان سپري کرد و در هفتمين بهار زندگي راهي مدرسه شد.
دو سال بعد عفريت فقر و ناداري، دنياي شيرين آرزوهايش را آشفته کرد و ناچار با دبستان وداع نمود. در بهاران سال1357 باران فريادها، خاک قحطي‌زده‌ي ايران را گلستان کرد. حاجي بذر صدخوشه‌ي اين خاک گوهرخيز بود که روييد و به گل نشست.
پس از پيروزي انقلاب در صفا و خلوص بسيجيان ذوب شد و در هنگام دفاع مقدس گام در گام خداجويان، رو به ميدان‌هاي نبرد نهاد. دوران سربازي را در جبهه گذراند و سپس به عنوان بسيجي در سرپل‌ذهاب، نوسود، سومار، طلائيه، مجنون، فاو و شلمچه با دشمن پيکار کرد. سرانجام پس از ساليان طولاني عشق‌بازي در راه حق، قاف قله‌ي عشق را با پرواز عاشقانه‌اش درنورديد و در تاريخ 4/3/67 در سن 26 سالگي در منطقه شلمچه به خدا پيوست.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 273

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:7  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد محمد سپاسدار

شهيد محمد سپاسدار


تاريخ تولد :9/7/1349

نام پدر :حسين

تاریخ شهادت : 22/1/1367

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :18

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :

محمد سپاسدار در نهمين روز از مهرماه سال 1349 در شهر «اشکنان» از توابع شهرستان لامرد استان فارس در خانواده‌اي متوسط و مذهبي ديده به جهان گشود.
تحصيلات ابتدايي را در شهر اشکنان با موفقيت سپري کرد و تا کلاس اول راهنمايي به تحصيل ادامه داد. نوجواني مؤدب، مهربان و خوش‌اخلاق بود و همواره گلخند شادي بر لب داشت. 8 ساله بود که انقلاب اسلامي به رهبري بت‌شکن قرن حضرت امام خميني (ره) به پيروزي رسيد. پس از پيروزي انقلاب به عضويت پايگاه بسيج درآمد.
با ظاهر شدن زلال انسانيت و تحقق بندگي در سجاده‌اي به وسعت جبهه‌ها خود را به کانون عشق و ايثار سپرد و با کاروان راهيان نور رهسپار مناطق عملياتي گرديد و سرانجام در مقابله با حمله‌ي دشمن، راه سرخ شهادت را برگزيد و در مشهد شلمچه در تاريخ 22/1/67 در سن 18 سالگي به خيل شهيدان پيوست.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 257

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:6  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد علي طلعتي

شهيد علي طلعتي


تاريخ تولد :19/12/1345

نام پدر :محمد

تاریخ شهادت : 6/3/1367

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :22

محل شهادت :فاو

مزار شهید :گلزار شهداي اشكنان

علي در روز نوزدهم اسفندماه سال 1345 در شهر اشکنان در خانواده‌اي عاشق اهل‌بيت عصمت و طهارت تولد يافت. فضاي مذهبي شهر و حضور در مجالس ديني سبب پايبندي وي به شعاير اسلامي شد. در جريان پيروزي انقلاب به صفوف متّحد مردم پيوست و در خلع‌سلاح پاسگاه ژاندارمري محل فعالانه شرکت کرد. تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در زادگاهش ادامه داد. در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، شهادت مظلومانه‌ي پسر عمويش "عيسي طلعتي"، او را بسيار متأثر کرد. اندکي بعد به خدمت مقدس سربازي رفت و در حالي که برادرش در جبهه شلمچه مشغول پيکار با دشمن بود، او نيز در فاو به جنگ با دشمن پرداخت. سرانجام پس از حماسه آفريني هاي فراوان، بر اثر بمباران شيميايي دشمن، در فاو در تاريخ 6/3/1367 در سن 22 سالگي شربت شهادت نوشيد و به جمع شهيدان پيوست.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 310

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:4  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد عيسي طلعتي

شهيد عيسي طلعتي


تاريخ تولد :1/7/1350

نام پدر :غلامرضا

تاریخ شهادت : 30/5/1365

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :15

محل شهادت :جزيره مجنون

مزار شهید :

تولدش در روز اول مهرماه سال 1350 در شهر " اشکنان " به ثبت رسيد. در فضاي معنوي خانواده‌اي اصيل و مذهبي باليد و درس عشق و سرافرازي را از مردم صميمي زادگاهش فرا گرفت. تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در اشکنان با موفقيت به پايان رساند. در آستانه‌ي ورود به دانشسراي مقدماتي بود که هجر گل‌هاي باغ و عروج کروبيان خاک، دل شيدايي‌اش را روانه‌ي جبهه کرد. يک ماه در آن سوي آب‌هاي اروند و در فضايي آکنده از بوي عطر والفجريان، به راز و نيازي عاشقانه با دلدار و جهادي قهرآميز با دشمن پرداخت. 14 روز به مرخصي آمد و دگرباره روانه جزايرمجنون شد. در دوازدهمين روز حضور، در تاريخ 30/5/1365 در سن 15 سالگي به وصال يار رسيد و جاودانه تاريخ شد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 311

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:2  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد محمد قلندري

شهيد محمد قلندري


تاريخ تولد :1/1/1349

نام پدر :علي

تاریخ شهادت : 31/5/1365

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :16

محل شهادت :جزيره مجنون

مزار شهید :شهر اشكنان

آسمان نيلگون «اشکنان» از توابع شهرستان لامرد در روز اول بهار سال 1349 خورشيدي شاهد تلألو ستاره‌اي درخشان بود، در زادروز ولادتش اولين نغمه‌اي که شنيد ترنم دلنواز اذان و اقامه بود. از محيط خانواده توشه صفا و صداقت گرفت و به راه نوجواني قدم گذارد.در سخت‌ترين شرايط زندگي به انجام واجبات ديني پايبند بود.
و ديگران را به رعايت مسايل انساني سفارش مي‌کرد. در طول جنگ تحميلي استکبار عليه انقلاب اسلامي و اعزام جوانان حزب‌الله به جبهه‌هاي جنگ،‌ پس از جلب رضايت خانواده با اشتياق فراوان به جبهه رفت.در حالي که وجود مبارکش لبريز از عشق به ذات حق بود، از مشهد جزيره‌ي مجنون در تاريخ 31/5/1365 در سن 16 سالگي به معراج رفت.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 385

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 20:56  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد غلامحسين داربام

شهيد غلامحسين داربام


تاريخ تولد :9/11/1341

نام پدر :حسن

تاریخ شهادت : 4/3/1367

محل تولد :فارس /اشكنان 

طول مدت حیات :26

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :شهر اشكنان

در روز نهم بهمن ماه سال 1341 در شهر اشکنان از توابع شهر لامرد فرزندي به دنيا آمد که او را غلام‌حسين ناميدند. تحصيلات ابتدايي را در اشکنان با موفقيت پشت سر نهاد. سپس به دليل فقر و تنگدستي درس را رها کرد و به کارگري مشغول شد. در سال 1357 با گسترش دامنه‌ي انقلاب به روستاها، همراه با ديگر جوانان در محافل انقلابي شرکت کرد. پس از آن‌که درخت تناور انقلاب با نثار خون هزاران شهيد به بار نشست، از هيچ کوششي براي حفظ دستاوردهاي انقلاب دريغ ننمود و بيشتر اوقات خود را در پايگاه مقاومت بسيج گذراند. با شروع جنگ تحميلي، خدمت سربازي را در سپاه و در مناطق جنگي سپري کرد و چهار بار به عنوان رزمنده بسيجي در مناطق عملياتي جزيره‌ي مجنون، شرق بصره و شبه‌جزيره‌ي فاو، به پيکار با دشمن رفت. سرانجام در شلمچه، همچون پرنده‌اي سبکبال جهان خاکي را با همه زيبايي هايش در تاريخ 4/3/1367 در سن 26 سالگي وا نهاد و با رويي گشاده به سوي معشوق شتافت.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 182

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 20:28  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد حسن فريدي

شهيد حسن فريدي


تاريخ تولد :3/6/1346

نام پدر :خيرالله

تاریخ شهادت : 22/1/1362

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :16

محل شهادت :شرهاني

مزار شهید :گلزارشهداي اشكنان

حسن در روز سوم شهريورماه سال 1346 در شهر " اشکنان " از توابع شهرستان لامرد تولّد يافت. کودکي را در خانواده‌اي باايمان سپري کرد و با اخلاق و تربيت اسلامي آشنا شد. نشانه‌هاي معرفت از آغاز در وجود مستعدّش نمايان بود. طنين صوت دل‌نشين حسن که خطابه‌ي حضرت زينب (س) را در کنايه به شاه ايران، از منبر مسجد اشکنان و در حضور جمع کثيري از مردم قراعت کرد، در خاطره‌ها باقي است.
تحصيلاتش را تا سال سوم دبيرستان ادامه داد و سپس به دليل ضرورت دفاع از کشور، وارد سپاه‌پاسداران شد. نبوغ هنري خود را در ايراد خطابه‌هاي دلنشين، سرودن شعر، خوشنويسي و طراحي به نمايش گذاشت. آن‌گاه به هنرآفريني در صحنه‌هاي نبرد پرداخت.
آخرين بار به عنوان بي‌سيم‌چي در عمليات والفجر 1 شرکت نمود و در تاريخ 22/1/1362 در سنّ 16 سالگي در منطقه‌ي شرهاني چنان تا قلب دشمن پيش رفت که صداي بي‌سيمش براي هميشه قطع شد.
در سال 1379 پس از هفده سال، پلاک و پاره‌هاي پيکرش را به زادگاهش آوردند و با تشييع کم‌نظير مردم در زادگاهش اشکنان به خاک سپرده شد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 369

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 20:25  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد حیدر گردون

شهيد حيدر گردون


تاريخ تولد :2/3/1349

نام پدر :محمد

تاریخ شهادت : 21/11/1365

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :16

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :

حيدر در روز دوم خردادماه سال 1349 در شهر «اشکنان» از توابع شهرستان لامرد استان فارس در خانواده‌اي فقير و مذهبي ديده به جهان هستي گشود. هشت ساله بود که با نسيم حيات‌بخش انقلاب اسلامي، جاني تازه گرفت و دوران رشد و شکوفايي خود را در فضاي پاک و معنوي انقلاب آغاز کرد. در سن 12 سالگي با جدايي پدر و مادر روبه‌رو شد. تحصيلاتش را تا سال دوم دبيرستان ادامه داد و خواندن قرآن‌کريم را در مدت سي و پنج روز فراگرفت.
در جنگ‌تحميلي پدرش به شهادت رسيد. دو سال و نيم پس از شهادت پدر، سلاح افتاده‌ي وي را برگرفت و از سنگر علم و دانش رهسپار ميدان‌هاي جهاد و شهادت شد.
ابتدا در شلمچه با دشمن جنگيد و بار دوم در هفتمين روز شهادت دوستش قاسم ضيايي، به جبهه رفت. سرانجام پس از عمليات کربلاي 5، در تاريخ 21/11/1365 در سن 16 سالگي در شلمچه به آرزوي ديرينه‌اش رسيد و شهد شهادت نوشيد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 408

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 20:15  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد محمد گردون

شهيد محمد گردون


تاريخ تولد :1/5/1334

نام پدر :حيدر

تاریخ شهادت : 27/12/1362

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :28

محل شهادت :طلائيه

مزار شهید :

محمد در روز اول مردادماه سال 1334 در خانواده‌اي مذهبي در شهر «اشکنان» به دنيا آمد. در سن سه سالگي پدرش دار فاني را وداع گفت و تحت سرپرستي مادر، بزرگ شد.
به دليل فقر مالي از تحصيل در مدرسه محروم شد. ابتدا به کارگري و کشاورزي پرداخت و سپس راهي کشورهاي حوزه‌ي خليج‌فارس شد، از خصوصيات بارز وي، سادگي و صداقت بود، قلبي به پاکي آينه داشت و هرگز نفاق و دورويي از او ديده نشد. در جريان پيروزي انقلاب، مشتاقانه به نداي ملکوتي حضرت امام‌خميني (ره) لبيک گفت و با شرکت در تظاهرات، به وظيفه‌ي تاريخي خود جامه‌ي عمل پوشاند.
پس از پيروزي، براي حفظ دست‌آوردهاي انقلاب، به عنوان جوانمرد با پاسگاه انتظامي اشکنان همکاري کرد و سپس وارد جهادسازندگي گرديد. هنگامي که استکبار جهاني آتش جنگي خانمانسوز را عليه انقلاب اسلامي برافروخت، عزيمت به جبهه را بر خدمت در جهادسازندگي ترجيح داد. در تاريخ 21/11/62 در محور دشت‌عباس به جهاد با دشمن پرداخت و در عمليات والفجر يک شرکت کرد. در تاريخ 24/11/1362 همراه با جمعي از دوستانش وارد تيپ المهدي (عج) شد. سرانجام در تاريخ 27/12/62 در محور طلاييه، پيکر مطهرش مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و در راه هدف مقدسش در سن 28 سالگي به شهادت رسيد. دو سال و نيم بعد فرزندش حيدر بيرق افتاده‌اش را برگرفت و راهش را ادامه داد تا آن‌که به پدر پيوست.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 409

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 20:13  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگینامه شهید حیدر فداکار

شهيد حيدر فداكار


تاريخ تولد :2/1/1340

نام پدر :لطفعلي

تاریخ شهادت : 18/2/1361

محل تولد :فارس /لامرد /پاقلات

طول مدت حیات :21

محل شهادت :خرمشهر

مزار شهید :

حيدر در روز دوم بهار سال 1340 در روستاي " پاقلات " از توابع شهرستان لامرد متولد شد. در سن هفت سالگي به دبستاني که اکنون به نام وي نامگذاري شده است، قدم نهاد و تا کلاس سوم ابتدايي به تحصيل ادامه داد. در پانزدهمين بهار زندگي، بار سفر بست و در کشور قطر مشغول به کار شد.
در روزهاي آغازين پيروزي انقلاب، به ميهن بازگشت و همگام با سيل خروشان امت مسلمان ايران در تظاهرات و راهپيمايي‌ها شرکت کرد. با شروع جنگ‌تحميلي به ارتش جمهوري اسلامي پيوست و همدوش رزمندگان اسلام به پيکار با متجاوزان بعثي پرداخت. در عمليات طريق‌القدس که به آزادي شهر بستان انجاميد، شرکت کرد و چهار ماه بعد در عمليات بزرگ فتح‌المبين حاضر شد.
سرانجام در عمليات بيت‌المقدس، پس از 6 روز حماسه‌آفريني مورد اصابت تير دشمن قرار گرفت و در سن 21 سالگي شربت شهادت نوشيد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 365

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 20:11  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد اسكندر تقوي

شهيد اسكندر تقوي


تاريخ تولد :3/1/1339

نام پدر :ابول

تاریخ شهادت : 4/3/1367

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :18

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :

اسکندر در روز سوم فروردين ماه سال 1339 در «اشکنان» زاده شد. در کودکي دست تقدير دامن پر مهر مادر را از او گرفت و به دليل فقر و تنگدستي فرصت سواد آموختن نيافت. آموزه‌هاي ديني را با شرکت در مراسم مذهبي فرا گرفت و خادمي مخلص براي مراسم عزاداري حسين بن علي (ع) بود. با هجوم سربازان متجاوز عراق به مرزهاي کشور به جبهه هاي نبرد عزيمت نمود. حدود 15 ماه از عمر مبارکش را در مبارزه با دشمن گذراند. يک بار در شلمچه مجروح شد و با همان حال به نجات مجروحان شتافت. آن سبکبار عاشق که در وراي ظاهر فريبنده‌ي دنيا، رخ زيباي دولت يار را ديده بود، قبل از عمليات بيت‌المقدس 7 در تاريخ 4/3/67 در سن 18 سالگي مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسيد. جسم پاکش در سرزمين خونبار شلمچه ماند تا شاهد مظلوميت مدافعان راستين اسلام و ايران باشد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 117

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:21  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد حسين حاتمي

شهيد حسين حاتمي


تاريخ تولد :3/2/1348

نام پدر :غلامرضا

تاریخ شهادت : 4/3/1367

محل تولد :فارس /اشكنان/پاقلات

طول مدت حیات :19

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :گلزار شهداي پاقلات

حسين حاتمي در روز سوم ارديبهشت ماه سال 1348 در روستاي «پاقلات» از توابع شهرستان لامرد در خانواده‌اي متوسط و با ايمان ديده به جهان گشود. کودکي را در محيط آرام زادگاهش گذراند و تا کلاس سوم راهنمايي ادامه تحصيل داد. تازه وارد دوران نوجواني شده بود که دست تجاوز بيگانگان جنگي نابرابر را بر کشور تحميل کرد. با تأثيرپذيري از بيانات رهبر فرزانه‌ي انقلاب، وارد پايگاه مقاومت پاقلات شد، بياني شيرين و جذاب داشت و از بنيانگذاران کلاس قرآن به روش جديد در محل بود. مدت‌هاي طولاني در جبهه‌هاي نبرد از مله محورهاي موسيان، جزيره‌ي مجنون، و شلمچه با دشمن پيکار کرد. سرانجام هنگام پيشروي به سوي دشمن، در شلمچه به محاصره‌ي دشمن درآمد و در تاريخ 4/3/1367 در سن 19 سالگي مظلومانه به شهادت رسيد. پيکر مطهرش پس از گذشت سيزده سال در زادگاهش به خاک سپرده شد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 141

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:14  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد قيصر حسيني

شهيد قيصر حسيني


تاريخ تولد :3/9/1348

نام پدر :محمدشريف

تاریخ شهادت : 30/5/1365

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :17

محل شهادت :جزيره مجنون

مزار شهید :

روز سوم آذرماه سال 1348 در شهر قديمي «اشکنان» از توابع شهرستان لامرد زاده گرديد. پدرش مکتب‌دار بود و به کودکان روخواني قرآن و نهج‌البلاغه و مفاتيح الجنان تعليم مي‌داد. نزديکي با محفل قرآن تأثير شگرفي بر شخصيت وي نهاده بود، در 13 سالگي دستورات ديني را انجام مي‌داد و با صدايي دلنشين قرآن تلاوت مي‌کرد. تحصيلات ابتدايي را با موفقيت به پايان رساند و سپس همراه پدر به نگهداري درختان خرما و کشاورزي مشغول شد. در هفدهمين بهار زندگي درس و مشق را کنار گذاشت و پس از برداشت محصول، با شور و شوقي وصف‌ناپذير عازم ميدان‌هاي نبرد شد. به مادرش فرموده بود:« اين چند سال قبل از سربازي را همه‌اش به جبهه مي‌روم تا زمان سربازي فرا رسد و بعد از آن نيز تمام دوره‌ي سربازي را در جبهه مي‌مانم» سرانجام پس از دو ماه حضور در جزيره‌ي مجنون در تاريخ 30/5/65 در سن 17 سالگي جان بر سر پيمان نهاد و آب‌هاي جزيره‌ را با خون خود، لاله‌گون ساخت.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 165

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:13  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد محمد حدادي

شهيد محمد حدادي


تاريخ تولد :2/1/1344

نام پدر :غلامرضا

تاریخ شهادت : 27/9/1361

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :17

محل شهادت :عين خوش

مزار شهید :شهر اشكنان

در روز دوم فروردين ماه سال 1344 در شهر «اشکنان» در خانواده‌اي مذهبي ديده به جهان گشود. در هفت سالگي وارد دبستان شد و با شور و شوقي کودکانه به فراگيري علم و دانش پرداخت. در سال‌هاي پيروزي انقلاب، پا به پاي مردم مسلمان و روحانيت متعهد محل، در اجتماعات شرکت کرد و پس از انقلاب با حضور شبانه‌روزي در گروه مقاومت مسجد وليعصر (عج)، ارادت و اخلاص خود را به مولايش خميني کبير (ره) ابراز داشت.
با شروع جنگ تحميلي و باز شدن درهاي بهشت به روي جوانان، در سن هجده سالگي راهي جبهه‌هاي جنگ گرديد. مشاهده اخلاص و ايمان جوانان تأثيري شگرف بر روحيه‌ي وي نهاده بود. سرانجام در 27 آذرماه سال 1361 در سن 17 سالگي بال در بال ملائک، از مشهد عين‌خوش به معراج رفت.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 146

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:12  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد علي يك كلام

شهيد علي يك كلام


تاريخ تولد :8/6/1344

نام پدر :غلام

تاریخ شهادت : 29/10/1365

محل تولد :فارس /اشكنان /-

طول مدت حیات :21

محل شهادت :شلمچه

مزار شهید :شهر اشكنان

علي در روز هشتم شهريورماه سال 1344 در شهر «اشکنان» از توابع شهرستان لامرد در خانواده‌اي باايمان ديده به جهان گشود. پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و راهنمايي براي تحصيل در دوره‌ي متوسطه راهي شهر لار شد. سال سوم متوسطه را در دبيرستان صحبت‌لاري و سال چهارم را در دبيرستان شهيد باقري شيراز ادامه داد.
در ايام پيروزي انقلاب اسلامي با شرکت در تظاهرات مردمي، خشم و انزجار خود را عليه نظام ستم‌شاني ابراز داشت و پس از پيروزي انقلاب عضو گروه مقاومت اشکنان شد. در طول جنگ تحميلي عراق عليه ايران همراه با خيل عظيم عاشقان به جبهه رفت و حدود ده ماه در جبهه‌هاي غرب و جنوب کشور با اشغال‌گران جنگيد.
در مناطق عملياتي غرب مجروح شد؛ اما از جهاد با دشمن دست برنداشت. سرانجام در مرحله‌ي دوم عمليات کربلاي پنج در تاريخ 29/10/1365 از مشهد شلمچه به معراج رفت و در سن 21 سالگي در جوار رحمت حق مأوي گزيد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 503

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:9  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد محمد اكبري فرد

شهيد محمد اكبري فرد


تاريخ تولد :3/11/1350

نام پدر :اكبر

تاریخ شهادت : 30/5/1365

محل تولد :فارس /اشكنان

طول مدت حیات :15

محل شهادت :جزيره‌ي مجنون

مزار شهید :

محمد در روز سوم بهمن ماه سال 1350 در شهر اشکنان و در خانواده‌اي مذهبي و عاشق ولايت چشم به جهان گشود و با شرکت در مجالس مذهبي، با آداب و سنن اسلامي آشنا شد.
در سال 1356 به دبستان اشکنان رفت و تحصيلات ابتدايي را در آن‌جا به پايان رساند. پس از پيروزي انقلاب با وجود سن کم از بسيجيان فعال و پرتحرک مدرسه و محله بود. در منزل براي خود کتابخانه‌ي کوچکي تدارک ديده بود و اوقات فراغت را به مطالعه مي‌پرداخت. با ورود به دوره‌ي راهنمايي، در کلاس‌هاي آموزش نظامي و اردوهاي تابستاني بسيج شرکت کرد.
سپس به جبهه رفت و در مناطق فاو و جزاير مجنون با دشمن متجاوز پيکار کرد.سرانجام در جزيره‌ي مجنون در تاريخ 30/5/1365 در سن 15 سالگي مورد اصابت تير مستقيم دشمن قرار گرفت و به فيض شهادت نايل آمد.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 63

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 17:2  توسط سیدمهدی احمدی  | 

زندگينامه شهيد احمد محمدي پور

شهيد احمد محمدي پور


تاريخ تولد :9/1/1345

نام پدر :حمزه

تاریخ شهادت : 26/11/1364

محل تولد :فارس .اشكنان.كال

طول مدت حیات :19

محل شهادت :بيمارستان فاو

مزار شهید :مركز دهستان كال

احمد در روز نهم فروردين‌ماه سال 1345 در روستاي «کال» از توابع شهرستان لامرد در خانواده‌اي متوسط ديده به جهان گشود و با اخلاق و آداب اسلامي آشنا شد.
تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در زادگاهش به پايان رساند و دوره‌ي متوسطه را تا کلاس سوم در دبيرستان شهيد بهشتي ادامه داد. نوجواني مهربان و بااستعداد بود و از سيماي ملکوتي‌اش نور ايمان تلألو مي‌زد. هنگامي‌که جنگي نابرابر چهره‌ گشود، از سنگر علم و دانش قدم به عرصه‌ي جهاد و شهادت گذاشت.
در عمليات والفجر8، همچون شيربچه‌اي چابک بر دشمن مي‌تاخت که ناگهان انفجار گلوله‌اي شيميايي نفس‌کشيدن را بر او دشوار ساخت. سرانجام در لحظه‌اي سپيد، عروس شهادت را پذيرا شد و در بيمارستان فاو در تاريخ 26/11/1364 در سن 19 سالگي به ياران رفته پيوست.

منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 425

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 16:59  توسط سیدمهدی احمدی  |