کانون فرهنگی ورزشی بسیج مسجد امام علی بن ابیطالب(ع)اشکنان

سيد مجتبي هم جانباز شيميايي بود و هم براي اهل بيت مداحي مي
كرد. عاشق حضرت زهرا (س) بود و اسم دخترش رو هم زهرا گذاشت. مانند حضرت زهرا هم تا لحظه آخر عمر دست از ولايت برنداشت و آخرين وصيتش هم در همين مورد بود.
جانباز شهيد سيد مجتبي علمدار در بخشي از وصيت خود آورده است:
به دوستان و برادران عزيزم وصيت مي كنم كاري نكنند كه صداي غربت فرزند فاطمه (س) مقام معظم رهبري(ره) را كه همان ناله غريبانه فاطمه (س) خواهد بود به گوش برسد همان طوري كه زمان امام خميني(ره) گوش به فرمان بوديد و در صحنه هاي انقلاب حاضر و آماده ايثار جان و مال و زندگي [باشيد]... شيعه ها، مسلمانها، حزب اللهي ها، بسيجي ها و ...نگذاريد تاريخ مظلوميت شيعه تكرار شود. بر همه واجب است مطيع محض فرمايشات مقام معظم رهبري كه همان ولي فقيه مي باشد، باشند. چون دشمنان اسلام كمر همت بسته اند ولايت را از ما بگيرند و شما همت كنيد. متحد و يكدل باشيد تا كمر دشمنان بشكند و ولايت باقي بماند.
امام سجّاد (علیهالسّلام و نماز اعرابی
عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچگونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دستهایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»از قضا امام سجّاد علیهالسّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتابزده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب میکنی!»
یعنی نمازی که تو با این وصف گزاردهای، شایستگی درخواست بهترین نعمتها و عالیترین مکانها را از درگاه باریتعالی ندارد.
|
|
محمود در روز س
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 78
وصيتنامه شهيد محمود باقرپوران الله اشتري من المؤمنينانفسهم واموالهم بان لهم الجنهبنام الله پاسدارحرمت خون شهيدان به نام آن معبودي كه ما را آفريده وروش صحيح زندگي وچگونه به لقاءوجه خدا رسيدن را به ما نشان داد خداوند بر محمد وآلش درود فرست.خدايا من از جهان وجهانيان فرار كرده ام وبه سوي تو آمده ام خدايا هم اكنون كه به درگاهت آمده ام وفرياد مي زنم به فريادم برس كه بنده اي چون من حقير ومعبودي چون تو چه بايد بگويد در برابر اين همه نعمت وعظمت وعجيب تر اينكه چه مي تواند بگويد؟ خداوند در آخرين لحظه هاي عمرم اميدوارم كن از اين فضل وكرمت وبخشش آنچناني كه اميدوارم.اينك ذكر چند نكته كه اگر شهادت نصيبم شد كه الله العالم خدا مي داند يادآور مي شوم هر چند كه من كوچكتر از آنم بتوانم با يك امت شهيد پروري سخني بگويم اول اينكه اي امت حزب الله از امام اين فرزند زهرا(س)دست بردار نباشيد كه اگر دست برداشتيد به حقيقت زمان سقوط شماست وهمگام با روحانيت مبارز صحنه انقلاب بوده وپشت سر رهبر نه يك قدم جلو نه عقب حركت كنيد:عليه هر كفر وشرك ونفاق كه انشا الله پيروزي حتمي است شكر گزار اين نعمت خدادادي باشيد .اي پيروان حضرت رسول سلام الله عليه. ثانيا:پيروزي شما در گرو در صحنه بودن شما واطاعت از ولايت فقيه كه حقيقت استمرار حركت انبيا است انشا الله كه پيروزيد. اي خواهران حزب الله از رهبر خود زهرا (س)دستور بگيريد كه مي فرمايد :حجاب زينت زن مسلمان است حجاب خود را حفظ فرماييد كه حجاب تو اي خواهرم كوبنده تر از سرخي خون شهيدان است. اي پدر،مادر،برادروخواهرم هر چند فرزندي در خور لياقت شما نبوده ام ونتوانسته ام وظيفه ام در قبال شما انجام دهم مرا ببخشيد ومتوجه باشيد كه هدف از آفرينش انسان چيست وجايگاه وبازگشت بعدي كجاست ونه مگر اينكه خداوند مي فرمايد كه ما جن وانس را فقط براي عبادت آفريده ايم . ونه مگر اينكه دين خدا اسلام است ودفاع از دين خدا عبادت وخواست خداست.پس من نيز وظيفه خود مي دانم كه حافظ دين خدا باشم حتي از جان خود دريغ نخواهم نمود اميدوارم خدايم نيز قبول بفرمايد.انشا الله
| ||||||||
|
|
علياکبر در ت
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 59
وصيت نامه سرهنگ پاسدار شهيد علي اكبر اسماعيليبسم الله الرحمن الرحيمولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ عند ربهم يرزقون با درود وسلام بر رهبر كبير انقلاب وبنيان گزار جمهوري اسلامي ايران وبا سلام ودرود بر رزمندگان سلحشور قران وبا سلام ودرود بر شهيدان كربلا وشهيدان انقلاب اسلامي ايران:بار الها توانسان را به جهاد دعوت كردي جهاد در راه مسيري كه هرگز در آن سياهي نيست بلكه چه با نورومنوري است كه هرگز خاموش شدني نيست وبس ـ پروردگارا اكنون اسلام در مقابل كفر است وما بايد بپاخيزيم وبا خونهاي خود صحنه هاي كربلا را زنده كنيم ـ بار الها تو را سوگند ميدهم به يگانه مهربان ويگانه دلاور وفقيه عادل امام خميني ما را موفق ومؤيد به نابودي دشمنان اسلام بگردان ـ برادران عزيزم اگر توفيق يافتم وشهادت نصيبم شد سلاح مرا بر دوش بگيريد وراه مرا ادامه دهيد وشما مسئوليد كه از خون شهيدان كربلا وشهيدان انقلاب اسلامي ايران پاسداري كنيد ما از جانب حق مسئوليت داريم كه در مقابل دشمنان اسلام تا آخرين قطره خونمان مقاومت وبه آنها ثابت كنيم كه نمي توانند در مقابل اسلام بايستند وباخون خود مشت محكمي بر دهان متجاوزان و ياوه گويان ضد اسلام بزنيم ودرخت اسلام را آبياري كنيم ونامه هاي اسلام را در تمام نقاط مختلف جهان پياده كنيم واگر كوتاهي كنيم فرداي قيامت بايد جوابگوي خون شهيدان در دادگاه الهي باشيم ـ پدر جان از اينكه كوشيدي وبه من وزندگيم سر وسامان دادي تا در كنار خانواده ام بتوانم امور راحتي را در پيش بگيرم كمال تشكر ودر حضور شما شرمنده ام و هيچ گاه نتوانستم اندكي از مسئوليتهاي بزرگي كه بر گردنم محول شده ادا نمايم خواهر وبرادر وهمسر عزيزم ضمن سلام از راه دور هم اكنون كه به عرصه زندگي پا مي گذارم اميد است در اين باره خوشبخت باشيد وناراحت نشويد برادر :شما مسئوليد كه در اين قبال كه وظيفه شرعي مي باشد ودفاع از حيثيت وآبروي اسلام عزيز بنمائيد وهمچنين خواستارم كه تا آخرين دم دنباله رو امام كه همان راه انبياء ومسلمين است باشيم. همسر گرامي اگر توفيق يافتم وشهادت نصيبم شد مرا حلال كنيد چون در طول زندگي همسر خوبي براي شما نبودم ودر حق شما بدي يا نافرماني كرده ام مرا ببخشيد واز فرزندانم خوب تربيت كنيد چون اسلام وانقلاب به وجود اين عزيزان نيازمند است واين عزيزان مي بايست بعد از من جانشين من باشند . دوستان پس از سلام هم اكنون كه من در دوران انقلاب ايده وعقيده ام بر اين بود تا شايد از يك طريقي وظيفه ومسئ.ليتي را كه اسلام عزيز بر دوش ما گذاشته ايف نماييم وحال آنكه بنده حقير وگنهكار راهي جبهه مي شوم تا جان ناقابل خود را با دين خود معامله نمايم اميد است توفيق يافته وشما هم پيرو وادامه اين راه باشيد وهمه خويشان را از حضورشان عذر مي خواهم كه مرا ببخشندوهمگي را سلام ودعا مي رسانم واز حضور برادران اهل اشكنان عذر مي خواهم كه اگر از من حقير بدي يا نافرماني ديده اند مرا حلال كنيد چون فرداي قيامت طاقت آتش وجواب دادن را ندارم.در پايان وصيتم اگر شهادت نصيبم شد مرا در قبرستان همان محلمان(اشكنان) در گلزار شهداءاگر امكان هست پائين قبر محمدپور يا باقرپور به خاك بسپاريد چون مي خواهم كه در روزهاي پنجشنبه وشب هاي جمعه پدرومادرم وهمسرم به سراغم بيايند واز همه ملت ايران ـ بخصوص اهالي اشكنان مي خواهم كه امام را تنها نگذارند چون اميد وچشم شماست وشما نبايد اين چشمتان را تنها بگذاريد وهر كس خداي نكرده از گفته هاي رهبر واميد مستضعفان سر پيچي كند از حرف علي(ع)وائمه سر پيچي كرده است. ضمن خداحافظي با پدر ومادرم وبرادران خواهر وهمسرم وفرزندانم ـ اقوام ودوستان از يكايك افراد محل از كوچك وبزرگ شما را به خداي بزرگ مي سپارم وآرزوي طول عمر براي امام امت وفقيه عاليقدرـ پيروزي رزمندگان از خداوند متعال خواهانم به اميد تحقق بخشيدن به اهداف وآرمانهاي عاليه اسلام ـ والسلام«ومن الله توفيق» آنانكه غمت بجان خريدند حسين سر حلقه عاشقان حسين است حسين خوبان كه خدايگان حسن ونازند
| ||||||||
|
|
خدارحم ارم در
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 50 | ||||||||
|
|
قاسم احمدي
منبع:كتاب خلاصه خوبيها جلد1
وصیتنامه سردار شهید قاسم احمدی ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص خدا آن م<منانی را که در صف جهاد با کافرانمانندد سد آهنین همدست و پایدارند بسیار دوست میدارد. امروز این آیه شریفه مصداق پیدا کرده است مردم مسلمان ایران در برابر دشمنان خدا چون صف آهنین ایستادگی می کنند.ما انشا الله عازم جبهه هستیم تا در این نبرد تاریخی و سرنوشت ساز به رهبری امام امت خمینی کبیر شرکت جوییم چه زیباست لحظه ای که تفنگ از زمین کنده می شود و به شوی دشمنان نشانه می رود. ما به جبهه می رویم تا به یاری خدای بزرگ تفنگ خود را به سوی دشمنان متجاوز نشانه بگیریم یا به شهادت برسیم یا به پیروزی و سربلندی به شهر خود جهت خدمت کردن به اسلام و ملت بازگردیم.<<من معتقدم که انسان مسلمان باید از حق خودش دفاع کند ولو اینکه به ضررش باشد.بنابراین تنها حرفی که می توانم به برادران مخصوصا پاسداران بزنم اینکه همیشه از حق دفاع کنید اگرچه به ضررتان باشد>> ومن تنها حرفی که برای ملت عزیز ایران مخصوصا جوانان عزیز دارم<< اینکه تا آخرین لحظه مرگ از ولایت فقیه و روحانیت متعهد دفاع کنید و نگذارید روحانیت زیر آماج حملات این شخص و آن شخص و این گروه و آن گروه قرار گیرد>> و من از خدای بزرگ می خواهم که انقلاب اسلامی این ملت را به انقلاب حضرت مهدی (عج) متصل بفرماید.انشا الله. بدانید مردن راهی است که همه ما ها آن راه را باید برویم اما مرگ سرخ و با شرافت زندگی کردن و حقیقت را زنده نمودن و شهید شدن افتخاری است بس بزرگ که نصیب هر کس نمی شود و من از خداوند می خواهم که این افتخار را نصیبم بکند.و من به همه دوستانی که در این راه شهید شدند و رفتند تبریک می گوییم. و امیدوارم از خداوند که لیاقت شهید شدن را به من عطا کند تا از خون شهیدان این انقلاب به انقلاب حضرت مهدی (عج) متصل شود.انشاالله <وصیتم به مادرم این است که ای مادر تو فرزندی را بزرگ کردی و تربیت اسلامی و درس شجاعت به او نشان دادی و برای اسلام و رضای خدا لباس سبز بر تن او پوشاندی و به نبر حق علیه باطل فرستادی و در این پیشامدی که برای شما افتاده است هیچ ناراحت نباشید و گریه وزاری نکنید چون فرزند تو فقط برای رضای خدا کشته شده است . در اینجا باید سخنی با فرزندانم خانواده ام و برادرانم بگویم و از محضر پاکشان پوزش بطلبم چون هرگز نتوانسته ام برای مادرم فرزندی خوب و برای برادرانم برادری خوب و برای فرزندانم پدر خوبی باشم.فرزندم مادرم و خانوادهام هرگز برای من اشک مریزید. و اگر میخواهید گریه کنید به یاد مظلومیت امام حسین(ع) گریه کنید که در صحرای کربلا کسی نداشت که او را یاری و با لب تشنه و مظلومانه سر از تن او جدا نمودند. من آگاهانه در این راه گام برداشتم فرزندم و مادرم شما نیز صبر داشته باشید که نوبت پیروزی نیز فرا می رسد. بار دیگر تاکید می کنم که برای من گریه نکنید.و وصیت می کنم که به اسلام راستین معتقد باشید و دست از یاری رهبر عزیزمان خمینی بت شکن برندارید و از روحانیت حمایت کنید که انشا الله خداوند یار شماست.و تذکر می دهم که فرزندانم درد به دلشان نرود که اگر ناراحت شوند من ناراحن شده ام. خانواده ام اگر من شهید شدم نگذارید فرزندانم ناراحت باشند و بعد از من شما باید آنها را سرپرستی کنید و به راه اسلام راهنمایی کنید و راه حق و باطل را برای آنها مشخص کنید و به اسلام دعوت نمایید. بار خدایا این زحماتی که دارم می کشم آخرش شهادت به من عطا کن. بار خدایا این لباس سبز پاسداری که من می پوشم این لباس را کفن من قرار بده. بار خدایا به خون شهیدان سوگند می خورم که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خونم از امام عزیزم و اسلام راستین دفاع خواهم کرد و هرگز پشت به دشمن نخواهم کرد و از جبهه بر نخواهم گشت.<و از همه می خواهم که مرا حلال کنند> خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی عزیز را نگهدار (والسلام خلیکم و حمه الله و برکاته}
| ||||||||
|
|
حسن در روز
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 169 | ||||||||
|
|
در اولين روز ف
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 107 | ||||||||
|
|
روز سوم تيرماه
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 273 | ||||||||
|
|
محمد سپاسدار در نهمين روز از مهرماه سال 1349 در شهر «اشکنان» از توابع شهرستان لامر
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 257 | ||||||||
|
|
علي در روز نوزد
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 310 | ||||||||
|
|
تولدش در روز اول مهرماه سال 1350 در شهر " اشکنان " به ثبت رسيد. در فضاي معنوي خانوادهاي
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 311 | ||||||||
|
|
آسمان نيلگون «اش
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 385 | ||||||||
|
|
در روز نهم بهمن ماه
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 182 | ||||||||
|
|
حسن در روز سوم
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 369 | ||||||||
|
|
حيدر در روز دوم خردا
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 408 | ||||||||
|
|
محمد در روز
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 409 | ||||||||
|
|
حيدر در روز دوم بهار سال 1340 در روستاي " پاقلات " از توابع شهرستان لامرد متولد شد.
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 365 | ||||||||
|
|
اسکندر
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 117 | ||||||||
|
|
حسين حاتمي در
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 141 | ||||||||
|
|
روز سوم آذرماه
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 165 | ||||||||
|
|
در روز دوم فروردين ما
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 146 | ||||||||
|
|
علي در روز ه
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 503 | ||||||||
|
|
محمد در روز سوم بهمن ماه سال 1350 در شهر اشکنان و در خانوادهاي مذهبي و عاشق ولايت
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 63 | ||||||||
|
|
احمد در روز نه
منبع:كتاب حديث عاشقان صفحه 425 | ||||||||